بديع الزمان فروزانفر

31

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

هر جا زيبا رويى را مىديده‌اند بىروپوش و ملاحظه و به آشكار پيش وى به خاك مىافتاده‌اند و سجده مىكرده‌اند اگر چه على بن عثمان هجويرى ابو حلمان را ازين عقيده مبرا مىداند . ظاهرا ابو حلمان در قرن سوم مىزيسته و همان كس است كه ابو نصر سراج از وى بنام ( ابو حلمان صوفى ) ياد مىكند ، پيروان او تا اوائل قرن پنجم وجود داشته‌اند و عبد القادر بغدادى ( متوفى 429 ) يكى از آنها را ديده و با وى محاجه كرده است اللمع ، ليدن ، ص 289 ، الفرق بين الفرق ، مصر ، ص 245 ، 215 كشف المحجوب هجويرى ، لنين گراد ، ص 334 . و گمان مىرود كه لفظ « شاهد » و « حجت » بمعنى زيبا روى در مصطلحات صوفيان از اين عقيده سر چشمه گرفته است . بمناسبت آن كه زيبا رويان گواه يا دليل جمال حق تعالى فرض شده‌اند . احمد غزالى ( متوفى 420 ) و عين القضاة ميانجى از اعاظم صوفيه ( مقتول 525 ) و اوحد الدين حامد بن ابى الفخر كرمانى ( متوفى 635 ) و على حريرى ( متوفى 645 ) و فخر الدين عراقى ( متوفى 688 ) هم بر اين عقيده بوده‌اند و داستانهاى شاهد بازى و جمال پرستى ايشان در كتب رجال و حكايات صوفيه مذكور است ، اين رباعى از اوحد الدين كرمانى عقيده‌ى ابو حلمان را به خوبى ياد آورى مىكند : ز آن مىنگرم به چشم سر در صورت * زيرا كه ز معنى است اثر در صورت اين عالم صورتست و ما در صوريم * معنى نتوان ديد مگر در صورت ولى شمس الدين تبريزى و مولانا صورت پرستى را بدين گونه كه در طريقه‌ى حلمانيان است نمىپسنديده‌اند و عشق بكمال و مرد كامل را كه عين عشق به خدا است اصل و پايه طريقه‌ى خود قرار داده‌اند ( مثنوى ، ليدن ، ج 2 ، ب 700 ببعد ) . يوسف بن احمد مولوى و بحر العلوم و ولى محمد اكبر آبادى در شرح خود